بی مقدمه سلام به دنیای مجازی و وبلاگم؛

وبلاگی که واسه من یادآور بهترین لحظه ها و یا شایدم غم انگیزترین روزها و خاطره ها باشه!

اما آخرین خاطره ای که از * بی تو هرگز* (وبلاگم), واسم به یادگار موند؛

گره خوردن همیشگیه من و تو بود که البته الان دیگه شدیم : ما.

هفت سال پیش

مرد هفت حرفی آرزوهای من

از آسمون هفتم

خیلی بی هوا و اتفاقی رسید...!

هفت سال گذشت

و بماند که واسه هردمون چقدر خنده و گریه, قهر و آشتی, تلخی و شیرینی, تجربه و پیشرفت

و خلاصه کلی خاطره و یادگاری به جا گذاشت

واسه  این روزای کنارهم بودنمون...

حالا خوب میفهمم که :

دست خدا بالاترین دست هاست

و

تقدیر و سرنوشت

زندگیمو کنار مردی که برای من ایده آل ترین و بهترین مرد دنیاس رقم زد.

اما وصال ما خاص ترین پیوند شد!!!

چرا که " عاشق" بودنمون به خیلیا ثابت شد مخصوصا به خودمون.

شاید این اثبات لازم بود چون :

واسه رسیدنمون روزها, ماه ها و فصل ها

انتظار کشیدیم...

اونم یه انتظار پر از غم و دلتنگی و بلاتکلیفی

و بالاخره خدا " قشنگ ترین معجزه زندگی من و همسرم " رو بهمون هدیه داد!

و ما تصمیم داریم که تا ابد از این هدیه محافظت کنیم تا مبادا گرد و غباری به روش بشینه.

اما این تنها هدیه ایه که بعد از گذشت چندین ماه از ازدواجمون

هنوزم هردمون نتونستیم باورش کنیم

و

در اوج ناباوری و شادی وصف ناپذیری

لحظه هارو کنارهم سپری می کنیم...

ازدواج , تنها پیوند زمینی است که در آسمان ها بسته می شود

و من از همان خدای آسمان ها و زمین خواستارم:

سال ها در کنار همسرم همراه با سلامتی , آرامش, سعادت و خوشبختی و عاقبت به خیری زندگی کنیم.

(آمــــــین)

پی نوشت:

خداجونم : فقط میتونم بگم:

یه عالمه ممنونتم و مدیونتم

واسه همه خوبیات و مهربونیات.

(شکــرت)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1392ساعت 0  توسط یاسمن |