دختر متولد پـــايــيــــز
آب آیینه عشق گذران است
میگن : یه سال دیگه بزرگتر شدم ! چشمانم را ورق میزنم شاید در گوشه ای از آن مرا به یادگار کشیده باشی که این بهترین هدیه تولدم میشه ! اگه بدونم هنوزم هستم در سایه نگاه مهربونت ؛ خــدا جونم. یه سال دیگه هم گذشت با همه بالا و پایـین های خودش و مهر و تسبیح جوونی که یکی دیگه اش افتاد ؛ خدایا بازم شکرت , که به سلامتی خودم و عزیزانم این یک سال هم سپری شد. بهار و تابستون رد شدن و دوباره خش خش برگها زیر پای عابرها یه موسیقی ماندگار ثبت میکنه که میون این موسیقی صدای تولد منم به گوش میخوره ؛ تولد من که فرزند پاییزم و زاده ماه مهر . 19سال پیش میون برگ ریزون و تغییر رنگ طبیعت یه دختر با یه دل کوچولو به این دنیای پر از رنگ و ریا پا گذاشت حالا دیگه یه جورایی بهتر میتونم این دنیا و آدماش رو لمس کنم دیگه این دنیا واسم شده یه گذرگاه بزرگ تا آخر دنیا . . . مـاه من ؛ غـصه چرا ؟! آسمان را بنگر که هنوز , بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد ! یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان نه شـکست و نه گـرفت ! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ؛ و در آغاز بهار , دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت تا بگوید که : هنوز پر از امنیت احساس خـداست ! مـاه من ؛ غـصه چرا ؟! تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویـم , همه خـوشبخـتی توست ! مـاه من ؛ دل به غم دادن و از یاس سخن گفتن ها کار آنهایی نیست , که خـدا را دارند . . .
مـاه من ؛ غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات , از لب پنجره عشق , زمین خورد و شکست , با نگاهت به خـدا چتر شادی واکن و بگو با دل خود : که خــدا هست و خــدا هست و خــدا . . .! او همانی است که در تارترین لحظه شب , راه نورانی امید نشانم میداد , او همانی است که هر لحظه دلش میخواهد , همه ی زندگی ام , غرق شادی باشد ! مـاه من ؛ غـصه اگر هست , بگو تا باشد . . . ! معنی خوشبخـتی : بودن انـدوه است ! ! ! چه بخواهی و چه نه ؛ میوه یک باغــند !!! همه را با هم و با عشق بچین . . . ولی از یاد مبر : پشت هر کوه بلند , سبزه زاری است پر از یاد خــــدا و در آن باز کسی میخواند : که خـــدا هست , خـــدا هست و خـــدا. . . و چرا غصه ؟! چـــــرا ؟! سلام به ماه خدا . . . سلام به ماه دلدادگی . . . سلام به رمضان میشه بوی رمضان رو که تمام فضای دل رو پر کرده رو استشمام کرد یک قدم . . . یک پله . . . با اخلاص برداریم مثل بنده های مخلصش به رمضان واقعی میرسیم قربون این خدا برم ، که دوباره این فرصت رو برای بنده هاش به وجود آورد تا کاسه های گدائیشون رو به طرفش دراز کنند خداجونم خیلی مهربونی کاش یه ذره قدر بدونیم خدایا ، صد هزار مرتبه شکرت که این فرصت دوباره رو دادی که با تمام وجود صدات کنیم خیلی ها اسیر خاک شدند و دیگه این لحظه ها رو درک نمیکنن خدایا ، به ما توفیق درک لحظه لحظشو بده توفیق درک شبای قدر رو بذار شبای قدر امسال با همه سالها فرق کنه ... الهی! توفیق بده رمضان امسال نامهای زیبات از همه وجودم برخیزه فرصت بده رمضان امسال شب قدر رو قدر بدونم و درک کنم توفیق بده وقت سحر, لحظه دلدادگیم باشه از لحظه سحر تا افطار تنها ذکرم برای تو باشه و لحظه آخر غرق دروجودت بشم خدایا! کمکم کن ماه رمضان امسال برای من هم ماه رمضان باشه و هم 11 ماه باقی مانده رمضانی بمانم خدایا! خوبات که جای خود رو دارند ، این منم بنده گناهکارت که محتاج یک نگاه مهربون تو هستم, پس به حق خودت دریغ نکن ... دوست دارم , برای بار دیگر از تو بنویسم از تو که همه خوبی ها و زیبایی ها مال توست دلم عجیب گرفته ناله ها و گریه های پنهانی هم دیگر اثری ندارند دیگر مرحمی برای تسکین دردهایم ندارم تیرگی زندگی هر روز و هر روز بیشتر میشود ساحل زندگیم مملو از امواج خشمگین گشته چهره ها را از یاد برده ام تنها دلخوشیم خاطره های تلخ و شیرین است حال میخواهم به تو بیاندیشم میدانم مرا فراموش نکرده ای مرا که اینگونه هستم بپذیر پناهگاهی برای تنهایی هایم باش سدی در مقابل غمهایم موج شادی برایم باش جان بی روح مرا جانی دوباره بده میدانم که زندگی و مرگ از آن توست از این همه جمعه های سرشار از انتظار و نیامدن موعود دلگیرم از این همه چشم انتظاری و از نبودن عدالت به فریادم برس خداوندا که اگر هم فنا شوم با یاد تو فنا شده باشم... واژگان را در تو گم کرده ام اي ماه خوبي ها . . . که لحظهي وداع نزديک است ! صداي دلرباي انتظار و عطر دلنشين دعاي سحر مرا به استقبال لغتي مي بردکه در واژه نمي گنجد "روزه" وچه مقدس است اين کلمه ي وصف ناپذير! احوال مرا در اين ثانيه هاي تکرار نشدني فقط روزه داراني درک مي کنند براي خداي بي نيازي ها التماس ميکنم و چه شيرين است، طعم شيرين عبادت ! و به ياد همه ي خاطراتم آري تولد ماه خدا !!! تولد روزه ! تولد رمضان! و چندمين سالگرد عاشقي ام بر سر سفره اي که روزه دار،بر خود ببال که فقط تو ميتواني درک کني بزرگي شادمانه ام را براي جشن تولد اين ماه که هميشه شب چهارده است ، به زیبایی ماه کامل !!! دلم میخواهد برای این تولد با واژگانم جشنی بر پا کنم تا همه بدانند چقدر شادمانم ولی نمی یابم من ناتوانم در ادای شادمانی ام ، که جشن درونم را ودر این دقیقه ی پر از خدا عطر مستی آور" ربنا" فضای افطار را پر کرده است و صدای طنین انداز موذن با خرمای با صلوات متبرک شده آمیخته و دعاها مستجاب میشود روزه ات قبول ای روزه دار. شاید شوکه شدن , بهترین توصیف برای ثانیه های امروزم باشد...! من عاشقم! ! ! عاشق کسی که, وقتی بهش میگم: دوسش دارم, منو از خودش نمی رونه! عاشق کسی که, وقتی میگم: می خوامش,توی دهنم نمی زنه! عاشق کسی که, هر لحظه به یادشم و یک لحظه فراموشش نمی کنم! کسی که, هر وقت صداش می زنم میاد و به تک تک حرفام گوش میده! کسی که, هستی و نستیم دستشه ! کسی که, بدون اون هیچیم! کسی که, اگر دستامو رها کنه یک لحظه نمی تونم روی پاهام وایسم! کسی که, یک لحظه به خودم اجازه نمی دم بهش خیانت کنم و هیچ وقت بهم خیانت نمی کنه! کسی که, می دونم اشکام ارزش ریختن به خاطرشوداره! کسی که, بودنش باعث آرامش منه و نبودنش برام معنی مرگ میده! کسی که, ازش می ترسم که نکنه گناهی کنم و منو نبخشه! کسی که, برای رسیدن بهش لحظه شماری می کنم! آره من عاشقم... عاشق همونی که, همیشه با رحمت و مهربونیش منو شرمنده خودش میکنه, همونی که, ازش میخوام کمکم کنه در سفر زندگی سربلند باشم و در طی مسیر فراموشش نکنم کمک کنه که حضورش رو هرگز از یاد نبرم، و در مسیر زندگیم فقط خودش دستگیرم باشه , پس , خداجونم : مثل همیشه باهام باش و تنهام نذار و کمکم کن تا همونی باشم که تو میخوای... خیلی دوستت دارم خدا جونم,خیلی... اول سلام , دوم حال و احوال رفیقای دنیای مجازی چطوره ؟ سوم من خوبم, یعنی خیلی خوبم! چون نتیجه گرفتم, چون دوباره خدا جونم پشت و پناهم بود و تنهام نذاشت , چون تونستم مامان و بابامو که از هرچیزی توی این دنیا واسم عزیزترن خوشحالشون کنم, و چون... بی خیال... مجاز شدم به ورودی همه دانشگاهها ! با رتبه 5940 !!! شاید زیاد تعریفی نداشته باشه رتبه ام, اما حتی فکر نمیکردم همینم بشه! نه که کم کاری کرده باشم نه, فقط چون یه جورایی خود کنکور واسم مشکل بود, اما خیلی بهتر از اونی شد که فکرشو میکردم و همش لطف خدا بوده اینو مطمئنم,آخ که نمیدونین چقدر باهاش بودن خوبه... زندگی بالا داره ... پایین داره... گاهی روی دنده راست می افته و گاهی روی دنده چپ... گاهی گل می زنی ... گاهی گل می خوری ... گاهی خوبی... گاهی بدی... گاهی خوبم ...گاهی بدم... آخه نه تو درختی نه من ... نمیشه مثل درختا چندین سال یه جا بایستی و فقط ابراز حیات کنی, میگن حتی درختا هم حس دارن! دیگه چه برسه به ما که آدمیم! واسه آدمایی که درخت وار نمی تونن زندگی کنن ... گاهی زندگی رو به سربالایی و گاهی سر پایینی میره ! این همه تغییر و تحول توی زندگی ... مگه میشه که روی حس من و تو اثر نذاره؟ اگه بگی نه... می فهمم درختی ... یا خودتو به درخت بودن زدی! نمیشه که همیشه خوشحال و خندان و شاد و سرزنده و با حال و با نشاط باشی!!! تو که درخت نیستی!!! حس داری ... ممکنه گاهی افسرده بشی ... گاهی دلتنگ و بیقرار بشی ... گاهی حتی از مرز نا امیدی هم رد بشی و بزنی به سیم آخر... اما فرق من و تو و درخت فقط در حس و حالمون نیست ... بلکه توی قدرت اراده و تغییر دادن شرایط بد به خوبه, مهم نیست اگه گاهی سر به زیر میشی و فقط سایه ها رو میبینی ... مهم اینه که میدونی میتونی دوباره سرت رو بالا بگیری و خورشید رو تماشا کنی! تماشای خورشید این موقع ها خیلی لذت بخشه, اگه لشکر غم به سراغت اومد یاد خدا و خوبیاش باش ... یاد درخت, یاد آدم بودن,و زیاد سخت نگیر... همینه , عین قانونه! جز این هم نیست! گاهی خوبه گاهی بد! آخه نه من درختم نه تو... آخرين آپ و شمارش معكوس تا كنكور : سلام ، نماز و روزه هاي همتون قبول درگاه حق ، آره درست خوندين اين آخرين آپ تا بعد از كنكور 88 . اين يه سال رو ميگن بايد خيلي سختي كشيد ، ميگن بايد از همه چي بريد حتي از چيزايي كه خيلي بهش دلبستگي داري . . . نميدونم چرا تا اسم كنكور مياد همه آدما تو ذهنشون يه غول هفت سر با شاخاي گنده مجسم ميشه ، بعضي ها هم فكر ميكنن هفت خوان رستم رو بايد رد كرد ، بعضي ها هم فكر ميكنن بايد رفت و دنبال يه موجود افسانه اي مثل سيمرغ گشت تا بهش رسيد . . . شما چي فكر ميكنين ؟؟؟ اصلا كنكور چيه ؟ از سه شنبه منم ميشم جز كنكوري هاي سال88 ، من زياد اضطراب ندارم اما يه جوري اطرافيان با آدم رفتار ميكنن كه انگار تمام دنيا ، تمام آينده و سرنوشت آدما به قبول شدن تو كنكور بسته شده و گره خورده . . . من از تبعيض نفرت دارم !!! اما هر روز ما داره با تبعيض و مقايسه كردن همديگه پيش ميره ... خلاصه اينكه ميگن يه سال بخور نون و تره 100سال بخور نون و كره . . . منم امسال بايد از هر چي كه دوست داشتم و از هر چي تفريحه بزنم و بچسبم به درس خوندن تا شايدم ما هم شديم يه ليسانسه بيكار . . . واسم دعا كنين كه بتونم امسال رو به خوبي بگذرونم و كنكورمم با موفقيت بدم و نشم يه پشت كنكوري . . . هر جا هستين خدا پشت و پناهتون باشه . شاد و موفق باشيد . تا تيرماه 88 خدانگهدارتون . راستي تا يادم نرفته تولد خودم رو كه 18 ماه مهر هستش رو پيشاپيش به خودم تبريك بگم !!! تــولــدم مــبـارك . . . قبل از پيري ، جواني را درياب ! قبل از بيماري ، سلامتي را درياب ! قبل از غفلت ، هوشياري را درياب ! قبل از ضعف ، توانايي را درياب ! قبل از غم ، شادي را درياب ! قبل از اسارت ، آزادي را درياب ! قبل از گناه ، ثواب را درياب ! قبل از حرص ، شرافت را درياب ! قبل از سوء ظن ، اعتماد را درياب ! قبل از عيب ، حسن را درياب ! قبل از زشتي ، زيبايي را درياب ! قبل از نيازمندي ، قناعت را درياب ! قبل از مشكلات ، صبر را درياب ! قبل از جنجال ، سكوت را درياب ! قبل از سنگدلي ، شفقت را درياب ! قبل از بي مهري ، محبت را درياب ! قبل از ناحقي ، حق را درياب ! قبل از ناسپاسي ، شكرگزاري را درياب ! قبل از ترس ، شهامت را درياب ! قبل از سستي ، اراده را درياب ! قبل از خواري ، عزت را درياب ! قبل از خرفتي ، درايت را درياب ! قبل از سقوط ، صعود را درياب ! قبل از خواب ، بيداري را درياب ! قبل از تاريكي ، روشنايي را درياب ! قبل از خيانت ، جوانمردي را درياب ! قبل از دو رويي ، يكرنگي را درياب ! قبل از حسادت ، قدر خود را درياب ! قبل از طمع ، بذل را درياب ! قبل از فردا ، امروز را درياب ! قبل از كهولت ، كار را درياب ! قبل از تنهايي ، يار را درياب ! قبل از جفا ، وفا را درياب ! قبل از دروغ ، راست را درياب ! قبل از ويراني ، آبادي را درياب ! قبل از شتاب ، تامل را درياب ! قبل از بي ادبي ، حرمت را درياب ! قبل از تنبلي ، فرصت را درياب ! قبل از توفان ، آرامش را درياب ! قبل از تنبيه ، تشويق را درياب ! قبل از خشم ، بخشش را درياب ! قبل از ملامت ، همدردي را درياب ! قبل از قضاوت ، عدالت را درياب ! قبل از عكس العمل ، عمل را درياب ! قبل از تلخي ، شيريني را درياب ! قبل از دشمن ، دوست را درياب ! قبل از خزان ، بهار را درياب ! قبل از غيبت ، حضور را درياب ! قبل از شرمندگي ، عزت نفس را درياب ! قبل از گفتن ، شنيدن را درياب ! قبل از برداشتن ، كاشتن را درياب ! قبل از ندانستن ، آموختن و پرسيدن را درياب ! قبل از توانستن ، خواستن را درياب ! قبل از دويدن ، ايستادن و راه رفتن را درياب ! قبل از رسيدن ، لذت مسير را درياب ! قبل از خواستن ، باور داشتن را درياب ! قبل از پرواز از ارتفاع ، بالا رفتن را درياب ! قبل از شدن ، بودن را درياب ! قبل از درد ، درمان را درياب ! قبل از جدايي ، عشق را درياب ! قبل از مرگ ، زندگي را درياب ! قبل از قبل تر ، خدا را درياب ! قبل از خيال ، واقعيت را درياب ! قبل از آن ، موفقيت را درياب !
خدایا بازم شکرت , به خاطر این یک سالی که توی این دنیای رنگین کمون زنده بودن و نفس کشیدنمو به من هدیه دادی .
صبحی پاییزی
اشکی چکید بر زمین
اشکی از چشمانی کوچک
صبح تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی می دیدم
صبحی که نه خیال بود و نه تصویر
حال سال ها گذشته
و دوباره سالی بر سال های زندگیم افزوده میشود
کاش لایق باشم برای ادامه از نو رسیدنم
میشنوم از همه سو میگویند :
تـــولــدت مــبـارک

![]()
صداي قدمهاي ماهِ خوبيها، دل ِ خاکيام را آگاه ساخته است
که طعم شيرين هنگامه ي آسماني را با طعم شيرين دستپخت دعاي سحر در آميختند و گرسنه تر از زمان قبل ،تشنه ماندند و تشنه تر ...
واينک سراپا نيازم را با دو دست که در آغوش آسمان سپرده ام
وباران روزه داري، از سر رو روي من مي بارد و غرق دعايم کرده است و مرا بيش از بيش دلشيفته ي اين ماه آسماني ساخته است
خدايا صدف هاي عاشقي ام با تو به نيايش نشسته است
و من که به دنبال هر عقربه ي ساعتي مي گردم تا زمان را متوقف کنم
جشن تولد برپا کنم،اينک تولد در تولد است !
صداي«اللهم» آذینش بخشیده
فقط تو درک خواهی کرد ای روزه دار !!!
| قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت |


