بازم يه غروب جمعه دلگير ديگه و درد طاقت فرساي انتظار توي ماه مهموني خدا...
سلام آقا و مولاي من صاحب الزمان :
آره بازم اومدم
با كوله باري از حرفاي نگفته ، با نگاهي خسته و دلي آشفته تر از هميشه !
اين بار با نگاهي نو از تو مي نويسم ، دليلشم خودت بهتر از هر كسي مي دوني !
نگو ننويس ، كه براي عشق ورزيدن به تو دلم بي تاب تر از هميشه نجوا مي كند . . .
در اين روزهاي سخت ، در اين جاده هاي انتظار ، تو همان بهانه بودن مني ، همان بهانه ماندن و زيستن به اميد آمدنت .
برايم از ظهور فردا بگو تا جاني تازه پيدا كنم ، بگو تا دستان سردم نياز بودن را از تو طلب كند
آقا ، ميدانم هستي و دل نوشته هايم را خط به خط بهتر از هر كس ديگري ميخواني .
براي نوشتن از ظهورت ، چند گل واژه مانده به سنگ فرش قدم هايت . . .
آقا :
با رنج همه روزهاي سخت
با نجواهاي دل تنگي هاي شبانه ات
با درد آزار همه بنده هاي بدت
با خستگي لحظه هاي نيامدنت
با دل تنگي روزهاي جمعه ات
چه ميكني ؟ ؟ ؟
برايم بگو تا بدانم ، گره نيامدنت با كدام بغض باز شدني است ؟ . . .
چشمان هميشه اشك آلودم ، نمازهاي هميشه پر از فريادم و اما با سكوت ، عشق تحمل روزهاي انتظارم ، همه را بهانه آمدنت مي كنم ، تا روزي بيايي و بودنت را به رخ همه روزهاي انتظارم بكشي . . .
بي صبرانه دل تنگ آمدنت هستم ، پس بيا اي هميشه خواستني روزهاي انتظارم . . .
آقايم : تو بهتر از هر كسي مي داني كه حرف دلم چيست ؟
نجواهايم را بپذير كه تسكين اين رنج ، دستان تو را مي طلبد .
كاش براي از تو نوشتن مي توانستم حقارت واژه ها را به رخ كاغذ بكشم
كاش مي توانستم از شوقي كه سراسر وجودم را به لرزه در آورده سخن بگويم
كاش مي توانستم از زيبايي رويت ، از مهرباني وجودت و از روز ديدارت سخن بگويم
آقا ، ديگرهمه غزل هاي عاشقي را از ياد برده ام ، برايم بگو تا سنگ فرش نگاهم چند پله مانده به ملاقات يوسف زهرا ؟
جاده هاي انتظار ، توان غزل هايم را بريده براي رسيدن به سرود عاشقي چند واژه مانده به ترنم عاشقي ؟
من هر پنج شنبه ميان هزاران دل نوشته گم مي شوم به اميد اينكه تو بيايي و دستان سردم را ميان اين همه ظلمت و كـينـه دلي و نـامـردي بفشاري . . .
آقا ، اين پنج شنبه مثل انتظارهاي گذشته نيست ، بي تاب ترم ، دلم ابري تر است ، ميداني چرا ؟
اين جمعه اولين جمعه از ماه مهماني خداست ، كاش با ظهور تو و آمدنت مهماني خدا با شكوهترين مهماني دنيا شود ، كاش مي آمدي و به اين جمعه هاي دلگير و غم آلود پاياني بس دل انگيز ميدادي . . .
از وقتي كه ميان هجوم دل تنگي ها به سراغم آمدي باورم شد كه اين انتظارها پاياني خوش دارد . . .
من آمدنت را به رخ ثانيه ها ميكشم ، پس بيا تا ذكر هميشگي ام جاني تازه پيدا كند :
'' اللهم اعجل الوليك الفرج '' الــهي آمـين .
مهدي جان ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد
ويرانه نه آن است كه فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست كه هر جمعه به يادت صد بار بنا گشت و دگر باره فرو ريخت . . .

ماه رمضان داره مياد با تموم قشنگي هاش با تمام لحظه هاي ناب و به ياد ماندنيش ...
دلم ميخواد به خودم يه فرصت ديگه بدم ، يه فرصت براي از نو متولد شدن . . .
از نو نفس كشيدن ، يه فرصت براي تمام لحظه هاي از دست رفته ام . . .
خدايا ، كمكم كن تا از تنهايي هام خوب استفاده كنم
خدايا ، دستمو بگير تا بتونم واسه آينده درست قدم بردارم و درست انتخاب كنم
خدايا ، اونقدر بهم شنوايي بده تا با شنيدن '' ربــنـا '' همه وجودم به آرامش برسه
خدايا ، دلم ميخواد داد بزنم ، دلم ميخواد بغضمو بشكنم ، دلم ميخواد از ته دل گريه كنم دارم اومدنشون رو با تمام وجودم حس ميكنم
بوي ماه رمضان داره مياد ، ماهي كه منو قبول كرده منو با تموم خستگي هام ، با تموم دل تنگي هام . . .
دلم ميخواد از تمام لحظه هاش استفاده كنم ، لحظه هاي نابي كه صميميت سفره افطارش به تمام قشنگي هاي اين دنيا مي ارزه . . .
لحظه هايي كه سحرش براي اجابت حرفاي دل ، بـهـتـرينـه . . .
خدا جونم : از اينكه منو سر سفره اين ماه دعوت كردي ، ممنونم .
فقط يه چيز، اونم اينه كه : كمكم كن تو اين ماه بتونم براي اومدن آقامون صاحب الزمان مخلصانه تر از هميشه اشك بندگي بريزم .
خدایا یاریم کن تا دراین ماه مهمان نیکویی برایت باشم...
وای اگر این فرصت از کف برود ... وای !
خوب گوش کن صدای قدمهایش می آید...
زنگار از دلت بردار , قبار روبی کن سینه ات را , سراپا گوش باش
فرشته ها می خوانند : شهر الرمضان الذی انزلت فیه القرآن!
این بهترین تصنیف عالم است , بشارتست , بشارت یک آسمان رحمت!
رمضان ماه نزول قرآن , فصل بارش نور است , بگذار روحت تر شود از لطف خدا !
هوشیار باش پروردگارت خانه ای گسترده است به قدر کرمش مبادا بی نصیب بمانی از این سفره!
حواست راجمع کن اینجا عطر هر نفست را می خرند ، نکند ارزان بفروشی !
حالا که خداوند چشمهایش را به روی همه چیز بسته است تا می توانی عشق بازی کن!
ثابت کن که صداقت در "انـی احـبــک" تو موج می زند!
رمضان آستانه ی بندگیست , آنچنان که شایسته است درس عبودیت را پس بده!
دعا کن قبل از اینکه بساط عاشقی را برچینند به مقربین بپیوندی!
يه بار ديگه هم ماه مهماني خدا رسيد ،
يه بار ديگه توفيق پيدا كرديم كه سر سفره اش بشينيم ،
سفره اي كه به قدر كرم بي انتهاش پهن شده ، و ميزبانش كسي ست كه در نظرش همه مهمونا يكسانند ،
گناهكار ، بي گناه ! يك دست يك دست !
يك بار ديگه اين فرصت بهمون داده شد كه برگرديم . . .
كه به بهانه اين مهموني روحمونو جلا بديم . . .
تو اين ماه درهاي آسمان و بهشت باز و درهاي جهنم بسته ميشه
خدا كنه هممون بتونيم اونجور كه بايد و شايد از اين فرصت استفاده كنيم
خدا كنه وقتي اين سفره جمع ميشه حسرت نخوريم كه چرا رمضون امسال هم رفت و ما بي نصيب مونديم؟!
پيامبر(ص) فرمودند: "با نيتي درست و دلي پاكيزه، پروردگارتان را بخوانيد تا شما را براي روزه داشتن و تلاوت قرآن توفيق دهد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه عظيم محروم گردد. با گرسنگي و تشنگي در اين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد."
خدايا ! خودت كمكمون كن كه امسال رمضونمون با سالهاي پيش فرق كنه، خودت كمك كن كه حتي اگه شده يه قدم بهت نزديك بشيم، خودت به حق اين ماه عزيز به دل و جانمون رخنه كن...
شست و شویی کن وآنگه به خرابات خرام ، تا نگردد زتو این دیر خراب آلوده
سلام بر تو ای ماه مبارک ، ای که چون می آیی با برکت و مبارکی همراهی و چون می روی عیدی بزرگ به ارمغان داری.
بیا که خوب آمدی،
روح و جان و بدن ما سالی است که دوست عزیز خود را وداع کرده است و اینک می آید، آری ، تو می آیی و ما باآغوش باز خود تو را بر خود می خواهیم و می خوانیم ، چرا که مهمانیم نزد خدایمان.
ای خدا ! ما در همه ی ماهها و روزها و ساعت ها مهمان توایم ولی رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل کردی و لیلة القدر در آن نهادی تا ما انسانهای غافل شب زده ، نور هدایت تو بیابیم و به آن سوق داده شویم.
ای خدای من ! کمکمان کن تا با صبر و استقامت در این ماه از تمامی بهره های آن سود جوییم ، چرا که هرچه می کنیم برای خود مان است و سودمان نیز برای خودمان و نه برای تو!
ای خدا ! هرچند همیشه مهمان تو باشیم و حتی هیچ بی صبری نکنیم و همیشه عبد تو باشیم ، ولی بغضی دیرین گلویمان را فشرده است و آن ، غیبت دیرینه ی مولایمان است.
الهی! به یمن ورود به این ماه مبارک ، ورود اقدام خوش یمن مولایمان ، مهدی صاحب زمان ، عصاره ی خاندان نبوت ، را به گوش جان بشنویم و در کوچه و بازار به انتظار ورودش آذین بندیم و ناامیدی های بزرگ را دفن کنیم و شاد باشیم به یمن ورودش و استفاده از وجودش.
الهی ! توفیقمان ده به بهره گیری از قرآنت ، به تلاوت آیاتت و عمل به فرموده هایت و پیروی از فرستادگانت و زندگی برای کسب رضایت و نه بدی بر بندگانت.
الهی ! عادات زشتم سراسر اعمال و افکار مرا فراگرفته . ولی امید وارم ، چرا که به برکت رمضانت مددم میکنی تا آنها را اصلاح کرده و در حسن خلق خود بکوشم.
الهی ! زنده ایم به رضایت و خوشنودی تو، پس زنده نگهدارمان در این راه و بمیران در همین راه و قبل از آنکه غضبت بر رحمتت پیشی گیرد ، ما را آمرزیده و نزد خویش بر.
